gol sorkh
حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه باید عاشق شد و خواند ای تمام غزل ها فدایت پشت اندیشه ها رد پایت مانده بر شانه شعر هایم بار سنگین افسانه هایت با همین بیت های مه آلود می سرایم دلم را برایت هستیم جز همین شعر ها نیست باز می ریزم آن را به پایت جای صد زخم در سینه دارم از تو اما ندارم شکایت خلوت سرد و سنگین دل را پر کن از موج گرم صدایت از توچیزی نمی خواهم آری جز همین خلوت بی ریایت با تو باید شبی بود تا دید غیرت سبزت،ای بی نهایت 



ConTinIuE

ConTinIuE
ConTinIuE
گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
ConTinIuE
.jpg)
ConTinIuE
باید اندیشه کنان پنجره را بست و نشست
پشت دیوار کسی می گذرد، می خواند
باید عاشق شد و رفت
چه بیابانهایی در پیش است 
رهگذر خسته به شب می نگرد
می گوید : چه بیابانهایی! باید رفت
باید از کوچه گریخت
پشت این پنجره ها مردانی می میرند
و زنانی دیگر به حکایت ها دل می سپرند
پشت دیوار دریاواری بیدار
به زنان می نگریست
چه زنانی که در آرامش رود
باد را می نوشند
و برای تو
برای تو و باد
آبهایی دیگر در گذرست
شب و ساعت دیواری و ماه
به تو اندیشه کنان می گویند
باید عاشق شد و ماند
باید این پنجره را بست و نشست
پشت دیوار کسی می گذرد
می خواند
باید عاشق شد رفت
بادها در گذرند
م ازاد
De$ign ![]() |

سفره هفت سین









.jpg)
De$ign 



